به گزارش شهرآرانیوز، این روزها نام یمن بیش از هر زمان دیگر در سرتیتر اخبار دیده میشود. البته یمن برای ایرانیان نامی تازه نیست؛ جنوبیترین سرزمین در شبهجزیره عربستان، قرنها پیش از آن که در نقشههای امروز به نام یمن شناخته شود، در کانون توجه بازرگانان و قدرتهای بزرگ منطقه قرار داشت. میان کوههای سرسخت و آبهای گرم دریای سرخ، ردپای ایرانیان همیشه در این سرزمین مشهود بوده است؛ از روزگار ساسانیان و حضور سربازان و خاندانهای ایرانی در صنعا تا بسیاری از یمنیها که نام خانوادگیشان جیرانی (گیلانی) است. حالا پس از قرنها ارتباط مستمر و پیوسته، دوباره فتوحات رزمندگان انصارالله باعث شده تا نام ایران درکنار یمن قرار بگیرد.
یمن از نخستین سرزمینهای خارج از حجاز بود که اسلام در آن با دعوت مستقیم حضرت علی(ع) پذیرفته شد. در سال دهم هجری، پیامبر اکرم(ص) حضرت علی(ع) را برای دعوت مردم یمن به اسلام به این سرزمین فرستاد. مردم فوج فوج به دعوت امیرالمؤمنین به اسلام گرویدند و از همان زمان پیوندهای دینی و عاطفی ویژه میان یمن و خاندان پیامبر (ص) شکل گرفت.
چند قرن بعد، همین پیوند مذهبی در قالبی دیگر خود را نشان داد. در سده سوم هجری، یحیی بن حسین از نوادگان امام حسن مجتبی(ع) و از خاندان زید بن علی از حجاز به یمن رفت. او در سال ۲۸۴ هجری قمری به صعده رسید و با تکیه بر اندیشه زیدیه، پایههای حکومتی را بنا گذاشت که بعدها به حکومت زیدی یمن شهرت یافت. امروزه نیز اکثریت مردم یمن، همچنان معتقد به مذهب زیدیه هستند.
پیوند یمنیها با ایران از قرن ششم میلادی آغاز شد؛ زمانی که قدرتهای محلی با یکدیگر و البته لشکر متجاوزی از حبشه در جنگ بودند. در آن زمان بود که «سیف ابن ذی یَزَن» شاهزاده یمنی به انوشیروان پادشاه ساسانی پناه آورد و از ایران برای بیرون راندن لشکر متجاوز حبشه و یکپارچه سازی یمن درخواست کمک کرد. انوشیروان عادل هم لشکر عظیمی به فرماندهی «وَهرِز» سردار نامدار ایرانی را روانه یمن کرد.
پس از پیروزی ایرانیها در یمن و یکپارچه سازی این کشور، تعداد زیادی از سربازان سپاه ایران در یمن ماندند، با زنان یمنی ازدواج کردند، خانواده تشکیل دادند و بهتدریج در جامعه محلی ادغام شدند. منطقه بزرگ «اَبناءُ الفُرُس» یا همان پسران فارس در اطراف صنعای امروزی در واقع محل زندگی همان سربازان لشکر ساسانی است. علاوه بر این، نام خانوادگی «بنی جیران» (فرزندان ایران) نیز امروزه در یمن بسیار مرسوم است.
«ژان شاردن» جهانگرد سرشناس فرانسوی در سفرنامه اش که ثمره سفر به ایران است، اینگونه میگوید: «در مسیر سفر به اصفهان رسیدیم. دورتادور میدان نقش جهان که کانون اجتماعات مردمی و مذهبی است، قهوه خانههایی قرار گرفته که مردان ایرانی مشتری ثابت آن هستند. اینجا محبوبترین نوشیدنی قهوه است؛ قهوهای که از یمن تأمین میشود».
مشاهده این جهانگرد فرانسوی، روایتی تصادفی، اما دقیق از حجم مراودات تجاری و ارتباطات اقتصادی نزدیک ایران و یمن در قرون پیشین است. ماجرا از این قرار است که حتی پیش از گسترش مصرف چای در جهان، قهوه محبوبترین نوشیدنی برای ایرانیان بود و در نقلهای تاریخی متعدد آمده که مردم ایران به نوع خاصی از قهوه به نام «موکا» علاقه داشتند. این قهوه محصول مزارع آفریقا (اتیوپی) بود که بازرگانان یمنی آن را تهیه میکردند و به دست شرکای تجاری خود در ایران میرساندند. این تجارت آن قدر گسترده بود که پس از چندی، یمنیها تحت تأثیر زبان فارسی، نام بزرگترین بندر خود در آن زمان را به نام «بندر موکا» تغییر دادند. این بندر امروزه کجاست؟ همان بندر المخاست که اخیراً به دست رزمندگان انصارالله یمن آزاد شد.
شاید در نگاه نخست، ایران و یمن دو سرزمین دور از یکدیگر باشند، اما تاریخ، این فاصله جغرافیایی را همیشه کنار زده است. از عشق به خاندان پیامبر (ص) و گسترش مذهب زیدیه در یمن گرفته تا حضور ایرانیان در صنعا و تجارت بازرگانان دو کشور، همیشه ارتباطی تاریخی، فرهنگی و هویتی فراتر از یک مراوده سیاسی ساده میان ایران و یمن برقرار بوده است.
به همین دلیل، ایران در یمن هرگز یک سرزمین بیگانه نبوده است. بخشی از تاریخ این دو ملت، از فلات زاگرس تا دشتهای صنعا همیشه به هم متصل بوده است؛ دو سرزمین دور از هم، با هویتی بسیار نزدیک.